{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
افسر فرمانده
در واژهنامه ترجمیک
متاسفانه جستجوی دقیق عین این کلمه یا عبارت، نتیجهای دربرنداشت.
معنی افسر فرمانده, معنی افسر فرمانده, معنی اtsc tckاjbi, معنی اصطلاح افسر فرمانده, معادل افسر فرمانده, افسر فرمانده چی میشه؟, افسر فرمانده یعنی چی؟, افسر فرمانده synonym, افسر فرمانده definition,
معنی unconscious;بيهوش، ناخودآگاه
,
معنی collagenolytic
,
معنی ماوراء
,
ترجمه ماوراء
به انگلیسی,
معنی چرخ کوچکی شبیه قرقره عروسک (بزبان بچگانه)، کوبیدن پارچه با چوب رختشویی
,
ترجمه چرخ کوچکی شبیه قرقره عروسک (بزبان بچگانه)، کوبیدن پارچه با چوب رختشویی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی